شقایق و تمشک
شقایقی
عاشق بوتهی تمشکی شد
بالین او نشستو
خون خود را در بوسهای
به او بخشید
از آن به بعد بود
که دیگر تمشک
رنگ و رخسار خود را
به یاد نیاورد
.
شیرکو بیکس (سلیمانیه و سپیدهدم جهان، ص ۵۴)
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 7:12 توسط ر. رضوانی نوین
|