کاش کمپ ترک اعتیاد خبر هم درست کنند؛ من یکی معتاد خبر هستم، با این که می‌دانم نه تنها برایم سودی ندارد که تمرکزم را هم به هم می‌ریزد. باید دستهایم را با زنجیر ببندند به تخت، گوشی را ازم دور کنند، نمی‌دانم به خدا چه خاکی باید به سرم کنم. خبرگزاری‌ها هم رگ خواب مشتریشان را می‌دانند. تا می‌توانند خبرهای اضطراب‌آور می‌چپانند در صفحه‌شان، گند می‌زنند به فکر آدم. جوری می‌شود که فکر می‌کنی دنیا در حال نابودی‌ست، شهری آنقدر فرونشست دارد که به زودی تخلیه می‌شود. مریضی‌ها به شدت در حال گسترش است، کلا باید آماده‌ی رفتن شد، بارو بنه را باید بست، جهان به بن‌بست رسیده...
گاهی می‌گویم کاش اینترنت نبود گوشی نبود، انسان از تمرکز به پتانسیل زوایای درونیش غافل نمی‌شد.
خلاصه من خبر را از خواندن خبرگزاری‌های داخلی شروع می‌کنم، فرقی هم نمی‌کند چگونه خبری باشد از سنگین و علمی بگیر برو تا زرد و سلبریتی‌دار و غیره. بعد از آن می‌روم به کانال‌های خبری تلگرام. ان‌جا هم که ماشاالله دنیایی‌ست. مگر می‌شود از ان‌جا بیرون آمد؟ ویدئوهای مختلف، طنزهای بامزه و حتی مطالب خوب، سفت حواس آدم را می‌چسبند و رهایش نمی‌کنند. نمی‌دانم شاید ما باید سبک زندگی را با گوشی و اینترنت وفق بدهیم، شاید به ساز فناوری برقصیم جواب بدهد زندگی.
نویسنده‌ی خبر بیصاحاب هم یک‌جوری عنوان می‌زند، یعنی در باغ بهشت را نشانت می‌دهد، اما در واقع چیزی نیست که به دردت بخورد. اصلا اطلاع از خیلی چیزها نه تنها سودی ندارد که مضر هم هست.
این روزها یکی از هدف‌های بزرگ من فرار از سلول خبر است. باید کانال بزنم به جاهای دیگر باید کمک بخواهم.
آزادیم را خدایا کی جشن خواهم گرفت؟