دوباره پاییز
میدونم من دیگه پاییز اومده
روزای زرد غمانگیز اومده
اومده چشمامو آکنده کنه
یاد چشمای تو رو زنده کنه
کاش بیای با قلمت در بزنی
کاش به وبلاگ منم سر بزنی
برگ نارنجی پاییز چکید
دلم از رنج جدایی ترکید
فکر کردی که من آدم شدهام
نه عزیزم که مصمم شدهام
که به دنبال تو باشم شب و روز
عاشقم مثل همون سال هنوز
عاشقم گرچه که سیسال گذشت
وقت پیگیری آمال گذشت
یاد دانشگاهو پاییز به خیر
یاد آن کافه و آن میز به خیر...
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 23:55 توسط ر. رضوانی نوین
|